صباصبا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

عشقی از جنس صبا

سفر نامه يزد

اين هفته با مامانم و خواهرم رفتيم يزد.اخه خواهرم يزد عمل داشت.ازين عملاي قرتي بازي  ولي كلي اين خواهر من جيگر شد اين وسط هم منو و امين و صبا هم كلي رفتيم تفريح و گردش در يزد. خيلي يزد رو دوس داشتم.از هر لحاظ :معماري يزد مردم يزد و هتلهاي خاص و زيبا اين چند روز به چندجا سر زديم روز اول هتل فهادان كه يه هتل سنتي بود.ولي يادمون رفت دوربينو ببريم و عكس بگيريم هتلهاي يزد جالبن.البته هتلهاي سنتي.چون هم هتل هستن هم حالتي مثل موزه دارن و ميريم بازديد.هتل فهادان قبلن خونه يكي از خانهاي يزد بوده.خيلي خوشگل بود.ولي اتاقاشو دوست نداشتم.از كافي شاپ اونجا استفاده كرديم .اي بدك نبود. صبح روز بعد رفتيم باغ دولت اباد ...
29 دی 1391

گردش روز باراني

امروز صبح صبا جون يه خواب حسابي كرد و من هم از فرصت استفاده كردم و به كارام رسيدم. ساعت 2.30 امين اومد خونه و صبا در كمال ناباوري يه نهار اساسي هم خورد. جاتون خالي قورمه سبزي داشتيم وچونوقت كافي براي اشپزي داشتم خيلي عالي شد. حالا وقت خواب بابا بود و صبا خانم هم سرحال دنبال همبازي ميگشت و اين وسط نميدونم چرا هميشه فكر ميكنه من بهترين همبازي هستم هوا باروني و به قول فرزانه دونفره بود.منظوره فرزانه زن و شوهريه.ما كه شوهرمون  در خواب ناز تصميم گرفتم با صبا برم هواخوري. صبا خانم به محض اماده شدن سوئيچ رو برداشت گفت بييييم ددر. ولي اصلا همراه خوبي نبود چون به محض حركت كردن گفت بالش.يعني برم رو صندلي عقب كه بالشته .من...
18 دی 1391
1